|
تو را به جاي همه کساني که نمي شناختم دوست مي دارم پل الوار. ترجمه احمد شاملو
ادعاي ماندن سخت بود ادعاي رفتن آسان و ادعاي عشق، سادهترين سلام تو فاصلهها، تنهايم گذاشتند نه از تنهائي ترسيدم، نه از فاصله چهرة تو آخرين دروغ ساده بود آهاي مدعي!آهاي
حرف های ما هنوز نا تمام ...
تا نگاه میکنی : وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی! پیش ار آنکه با خبر شوی لحظهُ عزیمت تو ناگزیر میشود آی... ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر میشود! قیصر امین پور بهمن ۱۳۶۹
گوشهايت حق را ميشنوند يا فرار ميكني از ذوق نور چشمهايت حق را ميبيند يا ميبندي راه طعم نور دستهايت حق را جستجو ميكند يا كوتاه ميكني انگشتهايت را از لمس نور با حقيقت همسايهاي يا ترسان اگر حق ميگويي، اگر حق ميبيني، اگر حق ميياي تو در دامنة نور پائين از حراء منتظر نشستهاي تا او بيايد. او كه آمدنش دليل بودن افلاك است. او والا پيامدارمحمد(ص)
دیوار اتاقم را بلندتر می سازم دیواری تا همسایگی آخرین نوار رنگین کمان دیوار اتاق را با اشک و خاک گل می کنم وبا بوسه اشتیاق شاقول بلندترین دیوار تا همسایگی پرواز خیال طولانی ترین دیوار تا رسیدن هر ستون به ستونی دیگر برای خط زدن نیامدن هایت بازهم اندازه نیست هرجمعه نیامدنت را با خطی سبز بر سینه دیوارم می کارم مزرع سبز فلک شد دیوارم وداس انتظار چیزی ندروید نیامدی تو نیامدی واپسین پیچک نفس انتظار را به شماره انداخت تاصفای تو سعی انتظار را هروله می کنیم نیامدی تو نیامدی
بچگی می کنی و هیچ وقت ،فراموشم نمی کنی....
به یاد اور خویشتن را ... خودت باش و بسپار فراموش نشوی در گیر و دار این دنیای فانی ....
مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه
تقدير هميشه حرف خودش ميزنه تقدير نه به من نه به تو اجازه نميده كه راه خودمون بريم تقدير گاهي مچ ما را سر بزنگاه به هم رسيدن ميگيره تا حالا چقدر شده كه سلام نكرده مجبورشي بري تا حالا چند بار شده كه نصفه راه برگردي و اداي موندن اختياري رو در بياري تا حالا براي اين همه غصه؛ دلت لرزيده تا حالا پا پيش كشيدي، تا حالا مجبور شدي همه چي رو بذاري و بري؟ تقدير هميشه حرف خودشو ميزنه چقدر سخته كه براي آخرين بار بگي خداحافظ تا حالا چند بار گفتي: خداحافظ، چند بار؟ آه از اين خداحافظ
بارها و بارها به چهارراهی رسیده ام!
زندگي كوتاهتر از آن است كه به خصومت بگذرد و قلب ها گرامي تر از آنند كه بشكنند آنچه از روزگار به دست مي آيد با خنده نمي ماند و آنچه از دست برود با گريه جبران نمي شود فردا خورشيد طلوع خواهد كرد حتي اگر ما نباشيم
یکبار در یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگذاری امتحانات سال اخر به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد "شجاعت یعنی چه؟" محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود"شجاعت یعنی این" و برگه خود را سپید تحویل داد و رفت! اما برگه آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق بدون استثنا به ورقه سپید او ۲۰دادند
نيروي جاذبه ي زمين همه چيز را تحت تاثير قرار مي دهد ، اگر خواستي تيري را به هدف بزني كمي بالاتر را نشانه بگير .(هنري لانگ فيلو) |
About![]()
زندگي قصه مرد يخ فروشي است که ازاو پرسيدند: فروختي؟ گفت: نخريدند تمام شد
Home
|